چگونه با احساسات زیانبار مقابله کنیم؟
اکثریت ما انسان ها بیشترازنقطه نظرعاطفی و احساسی به خود آسیب وارد می کنیم تا ازجنبه جسمی یا ذهنی جسم می تواند التیام یابد فکرها می توانند عوض شوند اما عواطف و احساسات ریشه دوانده درگذشته پرزیانمان با آینده ایی هراس انگیزدرمدت طولانی میتواند به ما آسیب و صدمه وارد کند. پنج نوع احساس مضروجود دارد. برای کنترل و مسلط شدن براین احساسات بکارگیری قدرت تعلق وسلسله تکنیک های مقابله با صدمات احساسی ضرورت پیدا می کند. در این قسمت شما را با دو احساس مضرو راههای غلبه برآن آشنا می کنیم.
اضطراب:
وازه ی اضطراب ازیک کلمه قدیمی آنگلوساکسون به معنی خفه کردن (اختناق) ریشه و نشات می گیرد درواقع تاثیراتش هم خفه کننده است. اضطراب می تواند ریشه زندگیمان را بخشکاند وبه ترس وحشت وافسردگی منتج گردد.
کلیدهای کنترل و تسلط براضطراب ازاین قرارهستند:
الف: به نگرانی هایتان با قدرت تعلق هجوم ببرید. ازخودتان دلیل واقعی وحقیقی ترس تان را حتی اگرمی دانید بپرسید.
ب: برای خودتان بنویسید که ترستان ازچیست؟
ج: یک بارکه داشتید ترستان را برای خود تصورمی کردید بدترین حالتی را که امکان دارد برایتان اتفاق بیفتد را فرض کنید وآن را بپذیرید.البته خیلی آرام ولی اما مطمئن شوید که حتما این کاررا انجام می دهید.
د: وقتی که پذیرفتید که چه اتفاقی می توانست برایتان بیفتد به جای آنکه سعی درجلوگیری ازبدترین سناریویی که قرار بود رخ دهد کنید دیگر مجبور نیستید بترسید.
خشم:
خشم ازآن دسته احساساتی است که می تواند ما را البته لفظا ازبین ببرد. درواقع خشم یکی از آن هفت حس کشنده ای است که قوه محرکه خشونت محسوب می گردد.
مهارت کنترل خشم:
احساس شرم: پدرتان معتاد شده است وآنقدراین اعتیاد شدید است که وقتی دوستان شما او را می بینند احساس شرم می کنید و لذا ازدست پدرتان خشمگین می شوید.
احساس حسادت: همسایه شما به تازگی اتومبیل شیکی خریده است ودرحالی که شما هرروزسرکوچه منتظر تاکسی هستید او به نرمی با اتومبیل خود ازجلوی شما می گذرد و خشم وجودتان را پرمیکند.
احساس حقارت: درمجلسی به شما توهین می شود وشما نمی توانید دفاع کنید وتحقیررا درخود احساس می کنید و نسبت به آنها که به شما توهین کرده اند خشمگین می شوید .
پس خشم دراثرناکامی و تعارض ایجاد می شود. مهم آنست که این خشم باید مدیریت شود تا نه تنها عوارض جسمانی و روانی برای شما ایجاد نکند بلکه درجهت رشد شما موثرباشد.
خوب آیا بالاخره باید خشم خود را ابرازکنیم یا برعکس آن را بپوشانیم یا انکارکنیم یا با آن بسازیم بالاخره چه باید بکنیم؟ امروزه روانشناسان معتقدند اگرخشم را ازمجرای درست آن ابرازنکنید عوارض روانی سنگین و مخربی مثل افسردگی ازرفتن عزت نفس و شرمندگی درروان شما به جای خواهد ماند که این احساسات به نوبه ی خود خشم دیگری را موجب می شوند و چرخه ایی معیوب ایجاد می کنند. اگر خشم خود را پنهان کنید مطمئن باشید نیرومند ترمی شود و ازدرون مثل خوره شما را می خورد و عوارض جسمی و روانی نا مطلوبی را برجا می گذارد. هر خشمی که به طرف شما سرازیرمی شود حداقل یک پیام دارد. مثلا اگرهمسرتان ازدست شما خشمگین است شاید معنایش این باشد که وظایف خود را به درستی انجام نداده اید اگرفرزندتان پرخاش میکند شاید معنایش این باشد که ازگیردادن هایتان خسته شده است.
اعتبار سرمایه ی انسان
تصورکنید بانکی دارید که درآن هرروزصبح 86400 دلاربه حساب شما واریزمی شود وتا آخرشب فرصت دارید تا همه ی پول ها را خرج کنید چون آخروقت حساب خود به خود خالی می شود.
در این صورت شما چه خواهید کرد؟
البته که سعی می کنید تا آخرین دلار را خرج کنید؟
هر کدام ازما یک چنین بانکی داریم: بانک زمان
هرروز صبح در بانک زمان شما 86400 ثانیه اعتبارریخته می شود و آخرشب این اعتبار به پایان می رسد. هیچ برگشتی نیست وهیچ مقداری ازاین زمان به فردا اضافه نمی شود.
ارزش یک سال را دانش آموزی که مردود شده می داند.
ارزش یک ماه را مادری که فرزندی نارس به دنیا آورده می داند.
ارزش یک هفته را سردبیر یک هفته نامه می داند.
ارزش یک ساعت را عاشقی که انتظارمعشوق را می کشد می داند.
ارزش یک دقیقه را شخصی که ازقطارجا مانده و ارزش یک ثانیه را آن که از تصادفی مرگبارجان سالم به در برده می داند.
هر لحظه گنج بزرگی است گنج تان را مفت از دست ندهید.
بازبه خاطربیاورید که زمان به خاطرهیچ کس منتظر نمی ماند.
دیروز به تاریخ پیوست فردا معما است و امروزهدیه است اما این هدیه برای خیلی ها بی ارزش است چه انسان های قدرنشناسی؟
بر گرفته از کتاب نوشته های دلنشین (جهان بخش موسوی رکعتی)
چند سخن:
زندگی مجموعه ایی از شکست ها و پیروزی ها است وموفق آن است که پیروزی هایش بیشترباشد. ساموئل بکت
لحظه ها را گذراندیم که به خوشبختی برسیم غافل ازآن که لحظه ها همان خوشبختی بودند.
دکتر شریعتی
زمان خواب شیرینی است که بیداری تلخی درپایان دارد.
راسین
زندگی را آسان بگیرچون روزگاربه اندازه کافی به توسختی خواهد داد.
آبراهام لینکلن
زندگی کن آن طورکه می خواهی ولی بمیرآن طور که خدا می خواهد.
هنریخ پستالوزی
آنکه قدر زمان را نداند پشیمان ترین افراد است.
اشپنگلر
مقاله ی غلبه برعادت طفره رفتن از نوشته های دکتر حسین رجالی
در مورد عادت های شما چیزی نمی دانم ولی آن چه در مورد خودم می توانم بگویم این است که عادت به تعویق انداختن کارها تاکنون اثرات منفی زیادی بر زندگی من داشته است.فکر اولیه همین مقاله ای که الان می خوانید حداقل دو ماه پیش به ذهنم رسیده بود ولی مرتب نوشتن آن را به تاخیر می انداختم.حتما برای شما هم پیش آمده که ایده جالبی برای کسب درآمد بهتر به ذهنتان خطور کرده وتمام حلاجی های لازم را در فکر خود انجام داده اید ولی بعدا با تعویق انجام کار فرصت های لازم رو از دست داده اید.جالب است که تقریبا در تمامی این موارد فرد دیگری وجود دارد که ایده های ما را اجرا کرده وآه حسرت ما را برانگیزاند.کجای کار اشتباه است؟
راستی تا یادم نرفته بگویم هرچند درمواردی عادت به تعویق انداختن خیلی اذیتم کرده است ولی در موارد زیادی نیز با غلبه بر این عادت موفقیت های بزرگی نصیبم شده است.یکی ازمهمترین این موفقیت ها نوشتن همین مقاله وارتباط با شما دوستان عزیز از این راه می باشد.
همه ما کارهائی داریم که مجبوریم آنها را انجام دهیم.هر روز برای تامین مخارج زندگی باید سرکار برویم.با افراد مختلف ملاقات داشته باشیم وهزاران کار اجباری دیگر.معمولا وقتی اجبار به انجام کاری داشته باشیم سعی می کنیم آن را انجام دهیم.در موارد اورژانس نیروی ما تا ده بیست برابر معمول هم می رسد وکاری که بر عهده ما است انجام می دهیم .خود من تا حالا چندین بار شده است که تا هفتادو دو ساعت بیدار مانده ام و کار خاصی را انجام داده ام.گاهی در این موارد انسان خودش هم باورش نمی شود که چقدر انرژی دارد.
اما خیلی از کارها وجود دارند که نه جزو کارهای روزمره ما است ونه حالت اورژانس دارد.در چنین مواردی احتمال به تاخیر انداختن کارها زیاد می شود.
تقریبا همه سیگاری ها به معایب کشیدن سیگار آشنا هستند ولی باز هم سیگار می کشندوهر بار که از آن ها خواسته می شود سیگار را ترک کنند آن را به فردا یا ماه وسال بعد موکول می کنند.ولی همین افراد هنگامی که در موقعیت بیماری قلبی قرار می گیرند ودکتر وضعیت هشدار را به آنها اطلاع می دهدسیگار را ترک می کنند.بنابر این یکی از مهمترین دلایل به تعویق انداختن کارها نداشتن باور قلبی به لزوم انجام آن کار است.باید توجه داشت که راه های زیادی برای افزایش باور قلبی به لزوم انجام کار وجود دارد که از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد:
افزایش تمرکز ذهنی بر موضوعی خاص
افزایش مطالعه وتحقیق در مورد موضوع
استفاده از تجربیات دیگران
در نظر گرفتن موضوع به عنوان مرحله ای از مراحل موفقیت کلی در زندگی
فرد چاقی رادر نظر بگیرید که دوست دارد لاغر شود ولی نمی تواندتصمیم خودرا عملی کند.با افزایش تمرکز شخص بر موضوع احتمال شروع روند کاستن از وزن بیش تر می شود.این شخص باید توجه خاصی به افراد چاقی که با آن ها در ارتباط است مبذول کند.مشکلات ومسائل آن ها را در نظر آورد وخود را با آن ها مقایسه کند.در عین حال افراد با تناسب اندام رانیز در نظر داشته باشدومرتب به مزایائی که این افراد از آن برخوردارند فکرکند.این شخص هر چه بیشتر کتاب راجع به رژیم های غذائی وورزش های مربوط به تناسب اندام بخواند موفق تر خواهد بود.درعین حال ارتباط با افرادی که بر چاقی خود غلبه کرده اند نیز بر افزایش باور شخص موثر است.از طرفی این فرد فرآیند لاغر شدن را باید به عنوان بخشی از برنامه های کلی موفقیت در زندگی در نظر بگیرد.سلامت یکی از پایه های موفقیت است و تناسب اندام یکی از ابعاد مهم سلامت است.
به طور معمول افراد مختلف روش های متفاوتی برای به تاخیر انداختن کارها وطفره از انجام آن دارند.یکی از این راه ها به طور ساده انجام ندادن هیچ کاری می باشد.تعداد افرادی که از این روش استفاده می کنند به نسبت کم می باشد زیرا جامعه به این گونه افراد برچسب تنبل وبی عار می زند.افرادی که ما ه ها وسالها از زمان رشد جسمی وعقلی آنها می گذرد ولی به هیچ کاری مشغول نمی شوند در این دسته قرار می گیرند.
گروه دیگر افرادی هستند که خود را به انجام کارهائی پست تر از آن چه باید انجام دهند مشغول می کنند.فردی را در نظر بگیرید که می خواهد داستانی بنویسد ولی درست موقعی که می خواهد نوشتن را شروع کند یادش می افتد که فلان وسیله منزل را تمیز کند ویا به ایمیل های خود پاسخ دهد.این نوع از عمل طفره رفتن بسیار معمول می باشد ودر حقیقت خیلی از افراد به گونه ای درگیر این نوع طفره رفتن هستند.جامعه این دسته از افرادرا به تنبلی محکوم نمی کند وخود این افراد نیز در بسیاری از موارد دلیلی بر طفرره رفتن از کارهای اصلی دارند وپیش خود شرمنده نمی شوند.
انسان روحی بلند ووالا دارد.قدرتی که انسان در اندیشه وعمل دارد فراتر ازحد تصور است ولی معطوف کردن این اندیشه وعمل به انجام کارهای جزئی قدرت کلی نگری وانجام کارهای بزرگ در انسان را از بین می برد.هر انسانی قادر است همچون مولوی نیوتن بوعلی سینا انیشتین فکر کند بر دیگران تاثیر گذارد ونام خود را جاودانه سازد.ولی متاسفانه چقدر این گونه افراد کم هستند.
یکی از دلایل مشغول شدن افراد به انجام کارهای جزئی آن است که نتیجه این قبیل کارها خیلی زود مشخص می شود ولی کارهای بزرگ مستلزم زمان هستند ونتیجه آن ها به سرعت قابل ملاحظه نیست.یکی از راه هائی که برای غلبه بر این مسئله وجود داردتقسیم کارها و اهداف بزرگ به کارها واهداف کوچکتر ودر جهت هدف اصلی می باشد.به عنوان مثال شما می خواهید نویسنده معروفی شوید.اگر از روز اول شروع به کار نویسندگی فقط به دنبال این باشید که مطلبی بنویسید که به یک باره توجه تمام مردم را به خود جلب کند به احتمال زیاد خیلی زود دچار سرخوردگی خواهید شد.ولی اگر روز اول به دنبال این باشید که مطلبی بنویسید که حداقل توجه یک نفر رابه خود جلب کندمطمئناً روز دوم را با انگیزه وانرژی بیشتری آغاز خواهید کرد.کمتر نویسنده ای در دنیا وجود دارد که با متن اولی که نوشته به شهرت رسیده باشد. در سالهای اخیر شعاری در محافل اقتصادی رایج شده است که جهانی فکر کنیم ومنطقه ای عمل کنیم .این شعار نمونه عینی همین واقعیت است.همواره به دنبال تسخیر قلب تمامی مردم دنیا باشید ولی با محیط اطراف خود آغاز کنید.عباس کیارستمی با به تصویر کشیدن محیط اطراف خود ونگاهی ژرف به آن توانست آرام آرام به محافل سینمائی بزرگ دنیا راه پیدا کند تاجائی که هم اکنون به عنوان یکی از برجسته ترین فیلمسازان تاریخ سینمای دنیا محسوب می شود.
منتظر موفقیت بودن ودست روی دست گذاردن مسلماً انسان را به اوج خواسته هایش نمی رساند
در انجام امور روزانه همواره فهرست کارها را از مهمترین کارها شروع کنید.مهمترین کارهای شما آن هائی هستند که شما را به هدف اصلی زندگی تان نزدیکتر می کند.از واگذاری کارهای غیرمهم به دیگران ابائی نکنید.اگر از ترس کم شدن چند هزارتومان دخل روزانه مغازه صندوق داری آن را خود بر عهده بگیریم مطمئناً هیچگاه صاحب فروشگاه های زنجیره ای نخواهیم شد.وقت آزاد خود را به فکر کردن ویافتن راه های رسیدن به هدف کلی اختصاص دهید .مطالعه را هرگز فراموش نکنید.این مطالعه می تواند به صورت خواندن هدف دار کتابها ومقالات ویا به صورت شفاهی به صورت نگرش صحیح به محیط پیرامون وروشهای موفقیت سایر افراد باشد.حتی یک روز را بدون اندیشه وعمل در جهت اهداف والای خود سپری نکنید.انسان های موفق خوب فکر می کنند خوب حرف می زنندوخوب عمل می کنند.موفقیت همگی شما آرزوی قلبی من است.
راه های کسب اعتماد به نفس:
1) قبول مسئولیت:
انسان در صورتی که مسئوولیت و وظیفه ایی را در حد توان خود در زندگی روزمره بپذ یرد قادر خواهد بود قوای فکری ذهنی و توان جسمی خود را بسنجد و بر ضعف های درون و بیرون خود فایق آمد.
آدمی با قبول مسئولیت های گوناگون در سنین مختلف و به ویزه در سنین کم و در دوره ی نوجوانی قادر خواهد بود به تجربه هایی دست یابد که شاید برخی انسان ها درتمام مدت طولانی عمر به آن دست نیا فته اند.
2) آموزش و یادگیری:
ما می دانیم با کسب اطلاعات و آگاهی از چگونگی رشد و پیشرفت روحی اجتماعی و جسمانی از طریق آموزش و مطالعه ی کتاب ها و کسب تجربه های گذ شتگان می توان مقدمه های پیروزی در امور زندگی را فراهم نمود و کسب اطلاعات آموزش مستمر و یادگیری دائمی را از یاد نبرد.
افلاطون فیلسوف و دانشمند بزرگ همین ارتباط می گوید:
جهالت و نادانی ریشه ی همه ی بدبختی هاست. درنتیجه انسان آگاه وانسانی که می خواهد برترباشد وبرتربماند باید همیشه به دنبال یادگیری باشد.
آموزش و یادگیری در تمام عرصه های زندگی انسان لازم و حیاتی است و انسانی می تواند با گذرزمان توفیق و موفقیت یابد که همواره به فراگیری علوم روز مبادرت ورزد و همواره تشنه ی آموختن باشد.
دانیل یکی از دانشمندان غربی می گوید:
اگرانسان خود را ازآنچه هست نتواند به مقام بالاتری برساند موجود ضعیف و ناچیزی است.
حکیم ابواقاسم فردوسی می گوید:
میاسای زآموختن یک زمان
به دانش میفکن دل اندر گمان
چو گویی که وام خرد تو ختم
همه هر چه بایستم آموختم
یکی نغزبازی کند روزگار
که بنشاندت پیش آموزگار
3) شجاعت وجسارت:
این موضوع بسیار روشنی است انسانی که همواره و دربیشتر فرصت ها در احتیاط نمودن افراط می نماید در بیشتر موارد شکست خواهد خورد چرا که جسارت همراه با تفکر لازم در بیشتر موارد انسان را به کا میابی رهنمون می نماید
البته این بیان صحیحی است که می گویند : احتیاط شرط عقل است اما شجاعت و جسارت نیز در بعضی از امورانسان را به رشد و تعالی سوق می دهد. این که انسان بنشیند و محتاطانه درانتظاررسیدن به ترقی و کامیابی و حل مسائل خود باشد و به طور مرتب در تصمیم گیری های مهم زندگی دچار ترس و وحشت گردد به طور قطع آدمی را به نتیجه ی مطلوب نخواهد رساند و ما را در یک نقطه از زندگی متوقف خواهد کرد.
4) باور خود:
انسان به گونه ایی خلق شده است که وقتی نقاط ضعف و قوت خود را بشناسد کمتر دچار دلهره و تردید می شود و با قوا و قدرت بیشتر و موثرتری به مواجهه با مشکل ها می پردازد پس در صورتی که مبادرت به تقویت ضعف ها و کاستی ها ی درون و بیرون نماید به خود باوری و جسارت لازم دست می یابد باید بپذ یریم که ریشه ی بسیاری از نا کامی ها عدم خودباوری است زیرا با توجه به جوهر ذاتی و ویزگی هایی که در انسان نهفته است اگر آدمی چیزی را بخواهد به طور قطع به آن خواهد رسید.خواستن توانستن است.
هیلر ویلمن اندیشمند غربی در این باره می گوید:
طالع و بخت با گنجینه های خود به استقبال کسانی می رود که با اعتماد به نفس وجرات بسیاردر جستجوی حق و حقیقت خویش هستند.
شما می توانید اگرباور کنید که می توانید.
5) قوای مواجهه با مشکل ها:
نتیجه ی تمام نیروها و انرزی های یاد شده از جمله: کسب آموزش کسب یقین وباور داشتن شجاعت و جسارت لازم و بسیاری از نیروهایی که در درون و برون آدمی نهفته است و می بایست بارور و بالفعل گردد در انسان به کشف نیروی عظیمی منجر می گردد که آدمی را در برخورد با سختی ها و مشکل های زیادی که در پیش رو دارد یاری می رساند و این قوا کسب کردنی است و می باید با تلاش لازم هر آنچه در درون و هر آنچه از برون بدست می آید را ایجاد و از آن در راه رسیدن به موفقیت بهره جست و باید بدانیم آنچه خود بکاریم برداشت خواهیم کرد و کسب این قوا و نتیجه گیری آن تنها در سیطره ی اختیار و میزان تلاش ماست اگر بخواهیم و سعی نماییم به آن می رسیم و اگر نخواهیم و یا کوشش نکنیم به آن دست نخواهیم یافت.
منبع : رموز موفقیت در دهه ی اخیر
درس دوازدهم:
یکی از دروس موفقیت شرطی کردن افعال مثبت در ذهنمان است اگر ما دائما جملات مثبت را در ذهن خود تکرار کنیم و در واقع آنها را برای ذهنمان شرطی کنیم می توانیم ذهن خود را مثبت اندیش کنیم ولی بر عکس هر چه ما افعال منفی را در ذهن خود تکرار کنیم در واقع ذهن خود را نسبت به افعال منفی شرطی کرده ایم.
تغیر عادت های منفی به مثبت:
با کنترل و در اختیار گرفتن یکی از سه عامل کلام احساس و اندیشه دو عامل دیگر را می توان تحت تاثیر و کنترل خویش در آورد. با توجه به اینکه کنترل کلام آسان تر از کنترل احساس ها و اندیشه هاست بنابراین ساده ترین راه برای شاداب ساختن خویشتن کنترل بیان و استفاده از کلمه های مثبت و شادی بخش است که قادرند تاثیرعمیقی برافکارعواطف و احساس های ما به جا گذاشته و ما را مستعد احساس های شاد و افکار مثبت نمایند.
کلمه ها عقاید شکل گرفته وافکاربیان شده هستند به عبارت ساده آنچه می گویی فکری است که بیان می شود.
بگوییم :من ترجیح می دهم این رفتاررانداشته باشی.
نگوییم :من رفتارت را نمی توانم تحمل ذکنم.
بگوییم: تجربه ی جدید کسب کردم . نگوییم: شکست خوردم.
بگوییم: من به اهدافم خواهم رسید. نگوییم: نمی توانم به اهدافم برسم.
بگوییم: من سالم و با نشاط هستم. نگوییم: من مریض و غمگین نیستم.
بگوییم: آرام باش . نگوییم: داد نزن.
بگوییم: صد درصد خواهد شد. نگوییم: ای کاش می شد.
بگوییم: با تجربه شده. نگوییم: شکست خورده.
بگوییم: شاد و پرانرزی باشید. نگوییم: خسته نباشید.
بگوییم: ثروت کمی دارم. نگوییم: فقیر هستم.
بگوییم: در انجام تمرین ها به کمک نیاز داشتم. نگوییم: در انجام تمرین ها درمانده شدم.
بگوییم: خوب هستم. نگویید: بد نیستم.
چند سخن:
هر کسی پدید آورنده شادی و مسئول عدم موفقیت خویش است. دکتر فریور
اعتقادی که به زور به دست آید ارزش ندارد. ارسطو
ممکن نیست کتابی را باز کنی و از آن چیزی یاد نگیری. کنفوسیوس
مشکل ها دامنه ی ذهن را وسعت می بخشد.
وقتی ما تغییر می کنیم همه چیز تغییر می کند.
هر چه به زبان بیاورید همان را بدست خواهید آورد.
به هر چیزی که فکر می کنی به طرفش کشیده می شوی.
این ذهن ماست که ما را فقیر یا غنی بد بخت یا سعادتمند می سازد.