X
تبلیغات
رازهای موفقیت

 موفقیت یعنی پیشبرد تمام فاکتورهای یک انسان (معنویت،ثروت،سلامت،آرامش،عشق و خدمت به دیگران)

انسان دارای ابعاد متفاوتی است که برای رسیدن به موفقیت باید تمام فاکتورهای خود را پیشرفت دهد یک فرد صرفا با پرورش یک بعد وجودی خود موفق محسوب نمی شود بلکه باید تمام زوایای وجودیش را پرورش دهد تا به هدف نهایی خود در زندگی برسد.

انسان باید دارای باورهای مثبت باشد و همیشه خود را فردی ببیند که آرزو دارد باشد.افکار منفی فرد را از رسیدن به خواسته ها و اهدافش دور می کند.این افکار از کودکی درون ذهنمان لانه کرده و ما را به سمتی پیش می برد که نمی خواهیم. باورهای ما از کودکی ساخته شده و اگر می خواهیم زندگیمان تغییر کند ابتدا باید باورهایمان را تغییر دهیم.



تاريخ : سه شنبه دوم اردیبهشت 1393 | 17:35 | نویسنده : سيدمحمد رجالی |
یادم باشد که زیبایی های کوچک را دوست بدارم حتی اگر در میان زشتی های بزرگ باشند یادم باشد که دیگران را دوست بدارم آن گونه که هستند ، نه آن گونه که می خواهم باشند یادم باشد که هرگز خود را از دریچه نگاه دیگران ننگرم که من اگر خود با خویشتن آشتی نکنم هیچ شخصی نمی تواند مرا باخود آشتی دهد یادم باشد که خودم با خودم مهربان باشم چرا که شخصی که با خود مهربان نیست نمی تواند با دیگران مهربان باشد براتون یه سال خوب رو ار خدا می خوام. ایشالله که همیشه خوش و خرم و سلامت باشین.
سال نو مبارک


تاريخ : پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1392 | 16:55 | نویسنده : سيدمحمد رجالی |
سی توصیه مهم
با حوصله مطالعه کنید


1 - هر روز 10 تا 30 دقيقه پياده‌روى كنيد و به هنگام راه رفتن، لبخند بزنيد. اين بهترين داروى ضدافسردگى است. ...

2- هر روز حداقل 10 دقيقه در يك مكان كاملاً ساكت و بى‌سر و صدا بنشينيد.

3- هرگز از خوابتان نزنيد. يك دستگاه ضبط فيلم بخريد و برنامه‌هاى تلويزيونى مورد علاقه‌تان كه شبها ديروقت پخش مى‌شوند را ضبط كنيد و روز بعد ببينيد.

4- هر روز صبح كه از خواب بلند مى‌شويد، جمله زير را تكميل كنيد: «هدف امروز من ....................... است.»

۵ - با اين سه «الف» زندگى كنيد: انرژى، اشتياق، احساس يگانگى

۶- نسبت به سال قبل كتاب‌هاى بيشترى بخوانيد و بازى‌هاى بيشترى بكنيد.

۷- هر روز زمانى را براى دعا، مديتيشن، يوگا و يا نظاير آن بگذاريد.

۸ - با افراد بالاتر از 70 ساله و نيز افراد كمتر از 6 ساله وقت بگذرانيد.

۹- به هنگام بيدارى، روياپردازى كنيد.

۱۰ - بيشتر از ميوه‌ها و سبزيجات تغذيه كنيد.

۱۱- چاى سبز، مقدارى زيادى آب، كلم، بادام و فندق را در رژيم غذايى روزانه‌تان بگنجانيد.

۱۲- سعى كنيد هر روز بر روى لب حداقل سه نفر لبخند بياوريد.

۱۳- ريخت و پاش و آشفتگى را از خانه، ماشين و ميز كارتان دور سازيد.

۱۴- انرژى خود را صرف شايعات، موضوعات گذشته، افكار منفى يا چيزهايى كه از كنترل شما خارج است نكنيد. در عوض، انرژى خود را مصروف جنبه‌هاى مثبت «زمان حاضر» سازيد.

۱۵- بدانيد كه زندگى مانند مدرسه است و شما براى يادگيرى به اينجا آمده‌ايد. مسائل، جزئى از برنامه درسى است كه ظاهر مى‌شوند و از بين مى‌روند، درستمثل مسائل كلاس رياضى، امّا درس‌هايى كه از آن‌ها ياد مى‌گيريد براى هميشه پا برجا مى‌ماند.

۱۶- صبحانه را زياد، ناهار را متوسط و شام را كم بخوريد.

۱۷- خودتان را زياد جدّى نگيريد. هيچكس ديگر هم اين كار را نمى‌كند.

۱۸- لزومى ندارد كه در هر بحثى برنده شويد، اختلاف نظرها را بپذيريد.

۱۹- با گذشته خود صلح كنيد تا «حال»تان خراب نشود.

۲۰- زندگى خودتان را با ديگران مقايسه نكنيد.

۲۱- هيچكس مسئول شادى و رضايت شما نيست بجز خودتان.

۲۲- هر مصيبت يا ضايعه‌اى كه برايتان پيش مى‌آيد به خودتان بگوئيد: «آيا 5 سال ديگر، اين اتفاق اهميتى خواهد داشت؟»

۲۳- همه را به خاطر همه چيز ببخشيد.

۲۴- آنچه ديگران درباره شما فكر مى‌كنند به شما مربوط نيست.

۲۵- هر وضعيتى، چه خوب و چه بد، تغيير خواهد كرد.

۲۶- به هنگام بيمارى، كارتان از شما مراقبت نمى‌كند، دوستانتان از شما مراقبت مى‌كنند. تماس خود را با آن‌ها حفظ كنيد.

۲۷ - بهترين اتفاق براى شما هنوز روى نداده است.

۲۸- گاه گاهى به افراد خانواده‌تان تلفن كنيد و بهشان بگوئيد كه به فكرشان هستيد.

۲۹- هر شب قبل از رفتن به رختخواب، جمله زير را تكميل كنيد. «من امروز به خاطر ...................... خوشحال و سپاسگزارم».



تاريخ : چهارشنبه سی ام بهمن 1392 | 23:43 | نویسنده : سيدمحمد رجالی |
به غیر از خدا، به هر آنچه امید داشته باشی، خدا از همان چیز نا امیدت می کند.  

تاريخ : جمعه هجدهم بهمن 1392 | 11:45 | نویسنده : سيدمحمد رجالی |

سکوت                               Silenece  

*  مگس هرگز وارد دهان بسته نمی شود .

*  سکوت اختیار کردن ارزشمند است اما صحبت کردن در مورد چیزی که باید در مورد آن سکوت کرد ، اشتباهی مهلک است .

*  لب به سخن مگشا ، مگر که چیزی بهتر از سکوت داشته باشی .

*  سکوت گاهی هزاران معنا در بر دارد که از گفتن به دست نمی آید ، و زمانی فرا میرسد که سکوت ، بیش از همه گفته ها مقصود را میرساند .

*  با دیگران کم حرف بزن با خودت بسیار .



تاريخ : جمعه یازدهم بهمن 1392 | 19:32 | نویسنده : سيدمحمد رجالی |
10 کلید اساسی که شما و دنیایتان را متحول خواهد کرد...


فاصله بین آنچه انجام می دهیم و آنچه توانایی انجامش را داریم برای حل بیشتر مشکلات جهان کافی خواهد بود...




ماهاتما گاندی نیازی به معرفی ندارد. همه مردی را که رهبری ملت هند برای استقلال از سلطه انگلیس در سال ۱۹۴۷ بر عهده داشت می شناسند.

پس بیایید به بررسی چند نکته از عقاید گاندی بپردازیم.


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه یازدهم بهمن 1392 | 19:25 | نویسنده : سيدمحمد رجالی |
گاهي، آدميزاد است خب. گاهي، فقط گاهي. گاهي از بود و نبود آدم هاي اطرافش خسته مي شود. گاهي بي دليل بغض مي کند. گاهي بي هوا خاطراتش را مي کاود به دنبال رد و نشاني از يک پشت گرمي، يک کوه، يک تکيه گاه. گاهي دلش يک جفت گوش مي خواهد که فقط بشنود، يک جفت چشم که فقط ببيند. يک نگاه ساده به گفتن يکي کنار تو هست، يکي تو را مي فهمد، يکي هوايت را دارد. گاهي دلش يک راه دور مي خواهد در يک جاي دور. دور از تمام گذشته و حال و آينده. دور از خودش. گاهي دلش يک پلک زدن مي خواهد به بيداري از يک خوا...ب بد، به معجزه ي باران شدن يک ابر سياه، به آرامش داشتن يک او. گاهي چيزهايي که از اختيار آدمي خارج است بي اختيار سرش هوار مي شود و کلافه اش مي کند. گاهي گم مي شود در نداشته ها و نبودن ها و نتوانستن ها. جا مي ماند روي نيمکت هاي خالي، صندلي هاي غبار گرفته پشت ميزهاي دونفره، زير درخت هاي شمال، پاي يک رودخانه. گاهي همه چيز را سياه و سفيد مي بيند. بيشتر سياه. و اين گاهي ها که گذشت، باز مي خندد، حرف مي زند، فراموش مي کند، سرش را به کار گرم مي کند که مثلاً زندگي مي کند. گاهي، فقط گاهي. آدميزاد است ...
 
 


تاريخ : جمعه چهارم بهمن 1392 | 22:38 | نویسنده : سيدمحمد رجالی |

از نظر برخی از جوانان امروز، این دیگران هستند که باید شرایط، محیط و فضای اجتماعی مناسبی را مهیّا کنند تا او به موفقیت برسد.

هر یک از ما به قصد تشکیل یک خانواده ی موفق اقدام به ازدواج کرده ایم. اما چرا برخی در این مهمترین مرحله زندگی موفق می شوند و برخی شکست می خورند؟ خانواده موفق ، محصول جامعه پیشرفته است  و یا سنتی؟ والدین چه تاثیری در نگاه جوانان، به این امر دارند؟ امروزه اساساً خیلی از تردیدها و تأخیرهای جوانان در امر ازدواج، به دلیل نداشتن حس موفقیت درباره ی خانواده و والدین شان است. به همین دلیل جوان، پیوسته در تردید و تأمل می ماند که با چگونه ازدواجی به موفقیت دست پیدا می کند؟! به ویژه این که اقتضای فرهنگی جامعه ی ما نسبت به ازدواج، به گونه ای است که غالباً سعی و خطایی هم در آن پذیرفته نمی شود. در واقع فرهنگ و سنّت ما با تأکید بر یک انتخاب، حساسیت و لزوم یک انتخاب شایسته را برای جوان دو چندان می کند.

متاسفانه نگاه غالب جوان های امروز نسبت به موفقیت، نگاهی مصرفی است. از نظر جوان امروز، این دیگران هستند که باید شرایط، محیط و فضای اجتماعی مناسبی را مهیّا کنند تا او به موفقیت برسد. مثلاً اگر از او درباره ی شغل آینده اش سوال شود، پاسخ می دهد: «یک مغازه ی سه نبش برایم تهیه کنید، فلان مبلغ سرمایه نیز در اختیارم بگذارید تا ثابت کنم که می توانم بسیار در کسب و کار موفق باشم!» یا درباره ی ازدواج می گوید: «همسری خوب و بساز با خانواده ای فهیم برایم پیدا کنید، آن وقت موفقیتم را در زندگی به شما ثابت خواهم کرد!»



ادامه مطلب
تاريخ : جمعه سیزدهم دی 1392 | 18:14 | نویسنده : سيدمحمد رجالی |

هر که از قوانین روان و اصول ذهن اطلاع داشته باشد، می داند که خود انسان پدیدآورنده‌ی شادمانی، اندوه، نیکبختی و نگون بختی خویش است. شاید شما نیز این حقیقت را می‌دانید، اما هستند کسانی که بدون دریافت عمق مطلب و درک کامل مفاهیم، با شک و تردید با آن برخورد می‌کنند.

مطالعه‌ی زندگی مردان بزرگ این واقعیت را نشان می‌دهد که همه‌ی آن‌ها برای کسب کامیابی، شوکت و جلال به حد کافی از ذهن ناهشیار خود بهره برده‌اند.

اکنون این سؤال پیش می‌آید که چرا رمز موفقیت، استفاده‌ی صحیح و مؤثر از ذهن ناهشیار است؟

ذهن شما معدن طلاست!



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه دوم دی 1392 | 11:34 | نویسنده : سيدمحمد رجالی |
دیروز پس از یک هفته که مگسی در خانه ام میگشت، جنازه اش را روی میز کارم پیدا کردم.

یک هفته بود که با هم زندگی میکردیم. شبها که دیر میخوابیدم، تا آخرین دقیقه ها دور سرم میچرخید. صبح ها اگر دیر از خواب بیدار می شدم، خبری از او هم نبود. شاید او هم مانند من، سر بر کتابی گذاشته و خوابیده بود.

در گشت و گذار اینترنتی، متوجه شدم که عمر بسیاری از مگس های خانگی در دمای معمولی حدود ۷ تا ۲۱ روز است.

با خودم... شمردم. حدود ۷ روز بود که این مگس را میدیدم. این مگس قسمت اصلی یا شاید تمام عمرش را در خانه ی من زندگی کرده بود. احساسم نسبت به او تغییر کرد. به جسدش که بیجان روی میز افتاده بود، خیره شده بودم.

غصه خوردم. این مگس چه دنیای بزرگی را از دست داده است. لابد فکر میکرده «دنیا» یک خانه ی ۵۰ متری است که روزها نور از «ماوراء» به درون آن می تابد و شبها، تاریکی تمام آن را فرا میگیرد. شاید هم مرا بلایی آسمانی میدیده که به مکافات خطاهایش، بر او نازل گشته ام!

شاید نسبت آن مگس به خانه ی من، چندان با نسبت من به عالم، متفاوت نباشد.

من مگس های دیگر خانه ام را با این دقت نگاه نکرده ام. شاید در میان آنها هم رقابت برای اینکه بر کدام طبقه کتابخانه بنشینند وجود داشته.

شاید در میان آنها هم مگس دانشمندی بوده است که به دیگران «تکامل» می آموخته و میگفته که ما قبل از اینکه «بال» در بیاوریم، شبیه این انسانهای بدبخت بوده ایم.

شاید به تناسخ هم اعتقاد داشته باشند و فکر کنند در زندگی قبلی انسانهایی بوده اند که در اثر کار نیک، به مقام «مگسی» نائل آمده اند.

شاید برخی از آنها فیلسوف بوده باشند. شاید در باره فلسفه ی زندگی مگسی، حرف ها گفته و شنیده باشند.

شاید برخی از آنها تمام عمر را با حسرت مهاجرت به خانه ی همسایه سر کرده باشند.

مگسی را یادم میآید که تمام یک هفته ی عمرش را پشت شیشه نشسته بود به امید اینکه روزی درها باز شود و به خانه ی همسایه مهاجرت کند…

مگس دیگری را یادم آمد که تمام هفت روز عمرش را بی حرکت بر سقف دستشویی نشسته بود. تو گویی که فکر میکرد با برخواستن از سقف، سقوط خواهد کرد. یا شاید از ترس اینکه بیرون این اتاق بسته ی محبوس، جهنمی برپاست…

بالای سر مگس مرده نشستم و با او حرف زدم:

کاش میدانستی که دنیا بسیار بزرگ تر از این خانه ی کوچک است.

کاش جرأت امتحان کردن دنیاهای جدید را داشتی.

کاش تمام عمر هفت روزه ی خود را بر نخستین دانه ی شیرینی که روی میز من دیدی، صرف نمیکردی.

کاش لحظه ای از بال زدن خسته نمیشدی، وقتی که قرار بود برای همیشه اینجا روی این میز، متوقف شوی.

آن مگس را روی میزم نگاه خواهم داشت تا با هر بار دیدنش به خاطر بیاورم که:

عمر من در مقایسه با عمر جهان از عمر این مگس نیز کوتاه تر است. شاید در خاطرم بماند که دنیا، بزرگتر و پیچیده تر از چیزی است که می بینم و می فهمم. شاید در خاطرم بماند که بر روی نخستین شیرینی زندگی، ماندگار نشوم.

نمیخواهم مگس گونه زندگی کنم. بر می خیزم. دنیا را میگردم و به خاطر خواهم سپرد که عمر کوتاه است و دنیا، بزرگ.

بزرگتر و متنوع تر از چیزی که چشمانم، به من نشان میدهد…

نگاه کردن به جلو راحت‌تر از تجزیه و تحلیل کردن گذشته است، برای اینکه شما بیشتر تمایل دارید چیزهای جدید را تجربه کنید. اما هم اکنون شما به خاطر اینکه از زمان حال فرارکنید روی آینده تمرکز کرده‌اید. زمان کافی برای کار و فعالیت‌های جدید خود اختصاص بدهید و قبل از اینکه دیر بشود کارهایی که لازم است را انجام دهید.

منبع: سیمرغ


تاريخ : شنبه بیست و سوم آذر 1392 | 17:0 | نویسنده : سيدمحمد رجالی |
.: Weblog Themes By BlackSkin :.